|
سوالات مطرح شده در كانون بحث
وانتقاد ديني |
|
براي
دسترسي به فيلم مربوط به جلسات پرسش وپاسخ اينجا كليك كنيد . |
|
609
-
موضوع سوال
: توحيد و عدل |
|
: عشق يعنى چه و آيا اطلاق آن بر خداى تعالى صحيح است؟ |
|
:
پاسخ ما:
كلمه معشوق بر خداى تعالى اطلاق نشده است. عشق از عَشَقَ كه گياهى است كه دور درختها مىپيچد گرفته شده (عشق يعنى محبت، پيچيدن محبت، در آغوش گرفتن محبوب). چون مادى است لذا به خداى تعالى نمىشود گفت معشوق، چون خداى تعالى مادى نيست. محبت مادى به ماده ديگر مثل زن به مرد، عشق است. ليلى و مجنون چطور بهم عشق داشتند، اين معنا در لغت عرب هست. وقتى شخصى از امام سؤال مىكند عشق چيست؟ (روايت در معانى الاخبار است) حضرت مىفرمايد: دلهايى است كه از ياد خداى تعالى غافل شده و خداى تعالى آنها را مبتلا كرده كه به كسى از موجودات معمولى محبت شديد داشته باشند1. ولى محبت به خداى تعالى صحيح است و او محبوب است. لذا خداى تعالى درباره آنها كه حب شديد دارند مىفرمايد: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»2
1-عن الامالى للصدوق عن المفضل قال سألت ابا عبداللهعليهالسلام عن العشق قال قلوب خلت عن ذكر الله فاذاقها الله حب غيره (بحار الانوار جلد 70، صفحه 158، باب 126، حديث 1).
2- سوره بقره آيه 165.
|
|
|
|
|
|

|
|
610
-
موضوع سوال
: توحيد و عدل |
|
: گذاشتن نام «احد» بر روى فرزند چه صورتى دارد؟ |
|
:
پاسخ ما:
احد با واحد معنايش خيلى فرق مىكند ولو اينكه هر دو به معناى يكى است. احد به معناى يكى است كه دو ندارد يعنى براى خدا دومى كه مثل او باشد نيست. ولى واحد به معناى يكى است كه دو دارد (حالا با فاصله زياد) مثلاً خدا رحمان است، رحيم است و در رحمان و رحيم بودن واحد است و اَحَد نيست. ولى خدا در ذات و اين كه مخلوق نيست و خالق است و ازلى است احد است. روى اين اصل كلمه احد را بر غير خدا اطلاق كردن، ظاهراً جايز نيست. لااقل از نظر بنده جايز نيست، فتواهاى ديگران را نمىدانم.
|
|

|
|
611
-
موضوع سوال
: توحيد و عدل |
|
: آيا در عالم خلقت موثرى جز خدا وجود دارد؟ |
|
:
پاسخ ما:
هيچ چيز در عالم خلقت جز خدا موثر نيست. اهميّت به سيزده صفر، به نجوم، به انگشترى، اين كه چه خدا بخواهد چه نخواهد محفوظم، اگر حرز حضرت جوادعليهالسلام كه بسيار عالى است را بگوئيد: چه خدا بخواهد چه نخواهد محفوظم، شرك است. پس خاصيّت عقيق و فيروزه و دعاها و آب تبّرك و تربت چه مىشود؟ همه اينها درست، منتهى در ارتباط با خدا، خدا همه كارهايش را با اسباب انجام مىدهد.1 اگر از خاك تربت استفاده كردى و آن را منهاى خدا مؤثّر دانستى مشركى: «من عبد الاسم دون المعنا فقد كفر».2
اگر حتى اسمى از اسماء پروردگار را گفتى كه تو را از فلان مرض نجات مىدهد، منهاى خداى رحمان و قدّوس، كافرى. «و من عبد المعنى دون الاسم فذلك التوحيد»3 اين شخص موحّد است.
يعنى بگوئيم «لا اله الا الله». «لا موثر فى الوجود الا الله». حتّى اگر گفتى خدا نمىخواست و حضرت ابا الفضلعليهالسلام خدا را زور كرد توهين كردهاى: «لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ« در قول و كلام هيچ وقت بر خدا و ائمه عليهمالسلام سبقت نمىگيرند، اين در وصف ملائك است: « بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»4
به حضرت اباالفضل عليهالسلام بگوئى: خدا نداد، تو بده! اگر بنده خدا باشد و خدا ندهد او نمىتواند بدهد. شفاعتهاى روز قيامت بايد با اذن پروردگار باشد.5 زيرا:
1 - اگر خدا بگويد به بهشت برويد بدى گناه را نمىفهميد.
2 - معناى عفو را نمىفهميد.
3 - ارزش شفيعان را درك نمىكنيد. اذن پروردگار به خاطر اين است كه هم بدى گناه، هم معناى عفو و هم ارزش ابى عبد اللهعليهالسلام را بفهميم. همه اينها شفا مىدهند با اذن پروردگار. بنده كسى است كه هر لحظه تدبير مىكند.
اگر مىخواهيد تمام جنّ و نيروها در اختيار شما باشند از اين نيرو كوچك ترين استفاده بدون اذن خداوند نكنيد، اين معناى بندگى است.
1- قال ابى عبداللّه عليهالسلام: ابىاللّه أن يجرى الاشياء الا باسباب (بحار الانوار، جلد2، صفحه 168، باب22). 2- بحارالانوار جلد 4، صفحه157، باب 1، حديث2.
3- بحارالانوار جلد 4، صفحه157، باب 1، حديث2.
4- سوره انبياء آيات26-27. P}
5- مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ (سوره بقره آيه 255).
|
|

|
|
612
-
موضوع سوال
: توحيد و عدل |
|
: ما كدام صفات الهى را بايد در خود به وجود بياوريم؟ |
|
:
پاسخ ما:
شما بايد صفات ثبوتيه يعنى صفات افعال خداى تعالى را داشته باشيد و صفات ذات و سلبيه، منحصر به خداى تعالى است و نمىخواهد شما آنها را داشته باشيد. 1
1-دربارهى تفاوت صفات فعل و صفات ذات خداى تعالى در صفحات آينده توضيح مفصلى داده شده است.
|
|

|