next page

fehrest page

back page

كـسـيـكـه سـعـادت او نـزد ديـگـران يـافـت مى شود محال است به تنهائى و تفرد بسعادت تام برسد پس سعادتمند كسى است كه دوستان واقعى براى خود تهيه نمايد و در راه دوستى آنها از هـيـچ فـداكـارى مـضـايـقـه نـنـمـايـد تـا آنـكـه بـكـمـك آنـهـا كـسـب فضائل اخلاقى نمايد و هم او از آنها محظوظ گردد و هم آنها از وى فائده و حظ ببرند".

و بـاز هـمـيـن دانـشـمـنـد در هـمان كتاب مى گويد:
"فاضل خردمند چنان با مردم سلوك مى نمايد مـثـل كـسـى كـه بـا دوسـت صميمى خود رفتار مى كند اگر چه مى داند كه آنها دوست حقيقى وى نيستند." حـكـيـم ارسـطـو مـى گـويـد "انـسـان در هـمـه حـال مـحـتـاج بـه دوسـت مـى بـاشـد تـا در حـال خـوشـى و نـعـمـت نـديـم و مـونـس او بـاشند و در حال سختى و تعب براى آنكه وى را كمك نـمـايـنـد، (و حكيم نامبرده بجان خود قسم خورده كه ) سلطان محتاج بدوستانى هست كه در امور مـمـلكـتـى او را كمك و يارى نمايند و او در عوض بانان احسان كند و هم فقير محتاج بدوستانى است كه در امور زندگى بوى كمك نمايند".

و نـيـز گـفـته "صداقت و دوستى سبب اتحاد و يگانگى مردم مى شود كه با يكديگر بخوبى معاشرت كنند و در رياضت و دعاء و بدست آوردن مقصود، اجتماع نمايند".

سـقـراط حـكـيـم گـفـته :
"بايستى باطفال بياموزيد كه احدى قدرت ندارد بدون دوست و رفيق زنـدگـى نـمـايـد اگر چه مالك تمام دنيا باشد و كسى كه امر محبت را كوچك مى شمارد خودش كـوچـك اسـت كه گمان مى كند بدون دوست كار او انجام مى شود (سپس حكيم نامبرده اضافه مى كند كه ) بنظر من قدر دوستى واقعى بالاتر است از تمام گنجهاى قارون و ذخيره هاى سلاطين و چيزهاى نفيس از جواهرات و آنچه در زمين از امتعه و اثاثيه ".

لقمان حكيم بفرزندش فرمود:
يا بنى اتخذ الف صديق والف قليل ولاتتخذ عدوا واحدا والواحد كثير.((9))

اى فـرزند عزيز! براى خود هزار دوست و رفيق تهيه كن و اين اندازه كم است و ديگر آنكه يك دشمن هم براى خود ايجاد مكن و اين مقدار از دشمن هم زياد است .

حضرت على - عليه السلام - فرمود:
وليس كثيرا الف خل وصاحب وان عدوا واحدا للكثير((10))

وبراى يك فرد هزار دوست و آشنا زياد نيست ولى اگر يك دشمن پيدا شود زياد است .

و در نهج البلاغه مى فرمايد:
اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان و اعجز منه من ضيع من ظفر به منهم .((11))

بيچاره ترين مردم كسى است كه نتواند براى خود دوستانى انتخاب نمايد و باز ناتوان تر از او كسى است كه دوستان صميمى خود را از دست بدهد.

و امام صادق - عليه السّلام - مكرر مى فرمود:
استكثروا من الاخوان ((12))

هر چه مى توانيد براى خود دوستانى كه مانند برادر باشند تهيه كنيد.

و بـالاتـر از هـمـه روايـات و آيـات فـراوانى است كه در باب الفت و دوستى با يكديگر از پـيـشـوايان اسلام بما مردم مسلمان رسيده است كه با ملاحظه آنها براى احدى جاى ترديد نمى مـانـد كـه روايـات عزلت و گوشه گيرى فقط مخصوص همان مردمان ضعيف الاراده اى است كه اگر وارد اجتماع فاسد شوند رنگ اجتماع را بخود مى گيرند.

علماء بزرگ گفته اند كه عزلت و رهبانيت در دين مكروه و بلكه حرام است .

در ايـن بـيـن يـكـى از اسـاتـيـد دانشگاه دمشق بما رسيد و وقتى مطلع شد كه ما درباره اتحاد و دوسـتـى بحث مى كنيم رو به آن دوست دانشمندم كرد و گفت :
همين ديروز كتابى بدستم رسيده بنام (آئين خوشبختى ) كه ازنويسنده معروف "آنتونيوس بشير" است .

          تاءثير خوشرفتارى و مردم دارى در تاءمين خوشبختى

          

نـامبرده مى گويد:
"خوشرفتارى و مردم دارى از آن چيزهائى است كه بعضى اوقات در تاءمين خـوشـبـختى واقعا اعجاز مى كند فكر مى كنيد اگر انسان بخواهد خوشرفتار و مردم دار باشد بـايـد مـتـحـمـل زحمتى بشود؟ بهيچوجه ، فقط ملاحظه بفرمائيد كه چطور اين گونه اشخاص بـسـادگـى و سـهـولت تمام ، خود را در قلب همه جاكرده اند! ببينيد كه چطور بعضى اوقات خـوشـروئى و خـلق خـوش يـك نـفـر تاجر از پائين آوردن نرخ كالاهايش بمراتب اثر بيشترى دارد، آدم خوش رفتار و زود آشنا برمز نفوذ در ديگران و جلب قلوب مردم بخوبى آشنا است اما شخص خشن و بداخلاق كه با خلق بد و عدم سلوك همه را از دور بر خود دور مى كند براستى مانع راه خوشبختى و موفقيت خويش است . همانطور كه براى رفع گرسنگى و ادامه زندگى ، نـان مـورد نـيـاز بـشـر اسـت انـس و الفت و با ديگران نيز براى تاءمين خوشبختى بى اندازه ضـرورى مـى بـاشـد مـطـلب آنقدر واضح است كه احتياج بذكر فلسفه آن و بيان توضيحات بيشتر نيست ".

در ايـنـجـا آن اسـتاد دانشگاه با طعن ، به آن دوست عزيز و دانشمندم گفت من گمان نمى كنم كه هـيـچ يك از افراد روشنفكر و دانشمند با اين عقيده مخالفتى داشته باشد شايد اين آقا از نظر مـذهبى كناره گيرى و عزلت را بر معاشرت و مردم دارى ترجيح داده اند چنانچه رويه كشيشها در ديـن مـسـيـحـيـت هـمـين است ولى اينرا بدانيد كه تا وقتى مردمان مسيحى مذهب پابند دستورات ديـنـى خـود بـودنـد نـمـى تـوانستند كوچك ترين قدمى در راه اكتشافات و علوم و پيشرفتهاى كـنونى بردارند، و از روزيكه (مارتين لوتر) و مانند او بناى اعتراضات و اصلاحاتى را در ديـن مـسـيـحـيـت گـذاردنـد و اكـثـر جميعت خود را از زير بار دستورات بى جا و خشك مذهب مسيحى "كـاتـوليـك " رهـائى دادنـد تـوانـسـتـنـد بـمـوفـقـيـتـهـاى عـجـيـب و كـشـفـيـات بـهـت آورى نائل گردند.

حـضرت آقا! بشما توصيه مى كنم كه تا مى توانيد از اين گونه انحرافات خانمان سوز و كـجـرويـهـاى خـشـك دورى كـنـيـد و وارد اجـتماع گرديد و از افكار و تجربيات ديگران استفاده نمائيد.

مـن بـه آن اسـتـاد دانـشـگـاه كـه مـتـاءسـفـانـه از قـوانـيـن اسـلام مـثل آنكه اطلاعى نداشت گفتم :
فرمايشات حضرتعالى بسيار صحيح است ولى بخوبى پيدا اسـت كـه از قوانين بى نظير اسلام اطلاعى نداريد چون اگر تتبع كاملى در تاريخ اسلام مى فـرمـوديـد ديـگر احتمال نمى داديد كه اسلام هم مانند دين مسيحيت مردم را وادار بعزلت و كناره گـيـرى فـرموده باشد، آرى اگر با قوانين اجتماعى اسلام آشنائى مى داشتيد منحصرا سعادت بـشـر را مـنـوط به پيروى از دين مقدس اسلام مى دانستيد، مسلمانان تا وقتى در همه صنايع و عـلوم پـيـشـقـدم اجـتـمـاع بـشـر بـودنـد كـه بـدسـتـورات و قـوانـيـن اسـلام عمل مى نمودند.

          گفتار دانشمندان اروپا راجع باستادى مسلمين در علوم و صنايع

          

لپـرى ، دانـشـمـند فرانسوى مى گويد:
"اگر اسلام و مسلمين در تاريخ پيدانمى شدند حيات علمى اروپا تا چند قرن عقب مى افتاد".

درابر، مورخ آمريكائى مى نويسد:
"دانشمندان مسلمان در اغلب علوم قديمه و جديد دست داشتند و آنـهـا را در علوم مكانيك و موازين مايعات (ايذروستانيك ) علم مرتبات و حركات اوليه (ديناميك ) حـل مـسـائل عـلم شـيـمـى و فـيـزيـك و مـبـاحـث تـقـطـيـر و تـصـعـيـد و تـذويـب و تصفيه مهارتى كـامـل بـود در دانـشـگـاهـهـاى اسـلامـى از كـليـه علوم فيزيك و شيمى و هيئت گرفته تا دروس كـشـاورزى و دامـدارى و اخلاق ، فيلسوفهاى بزرگ وجود داشت و دانشگاهى ديده نشده است كه مانند دانشگاه اسلامى ششهزار دانشجو داشته باشد".

مـيـسـو سـديو، مورخ مشهور فرانسوى مى گويد:
"ترقى تمدن امروز اروپا مرهون دانشهائى اسـت كـه اسـلام در سـرتـاسـر شـرق و غـرب منتشر ساخت و حقيقتا بايد اعتراف كرد كه مسلمين استادان اوليه ملل اروپا بوده اند".

بـوگـيـز ژيـوائى مـى گـويـد:
"مـسـلمـيـن در قـرون وسـطـى فـرهـنـگ را رسـمـا ايـجاد كرده و دانـشـگـاهـهـائى تاسيس نمودند، هر اروپائى كه وارد دانشگاههاى اسلامى مى شد در اجتماعات بـخود باليده و افتخار مى كرد و با سرافرازى و سربلندى در ميان طوائف و خانواده ها قدم بفخر برداشته و اظهار بزرگى و دانشمندى مى نمود".

وقـتـى ايـن كـلمـات را از قـول ايـن دانـشـمـنـدان بـراى آن اسـتاد دانشگاه كه خيلى غربزده بود نقل كردم و او را متوجه عظمت اسلام از راهيكه او برايش ارزش داشت نمودم به او گفتم :
اتـفـاقـا هـمـين چندى قبل در يكى از روزنامه ها((13))

دو خبر از دو مكتب (اسلام و مسيحيت ) درمورد پيشرفت بشر كه در مسابقه فضائى نقل شده بود ديدم .

اول - از قـاهـره :
شـيـخ مـحمود شلتوت ، رئيس دانشگاه الازهر، در پاسخ خبرنگار خبرگزارى خـاورمـيـانـه در ضمن اظهار نظر درباره فضانوردان شوروى در مدار كره زمين گفت :
اسلام با مسرت از پيروزيهاى علمى استقبال مى كند. شيخ شلتوت گفت :
خداوند عالم در قرآن مجيد به بـنـدگـان خـود فـرمـان مـى دهـد كـه بـاسـمان و زمين نظر افكنند و بعظمت و شاهكار خلقت پى ببرند. رئيس دانشگاه الازهر در پايان افزود:
كه موفقيت علمى جديد بدون شك بشر را بيش از پـيـش بيكديگر نزديك خواهد كرد وى اظهار اميدوارى كرد كه از اين موفقيت در راه خير و صلاح بشر استفاده شود.

دوم - از شـوراى بـيـن المللى كليساهاى مسيحى :
در اين شورى ضمن اظهار نظر درباره پرواز اخـير فضانوردان شوروى اظهار نظر كردند كه خداوند، خروشچف را بخاطر اين جسارت عظيم نخواهد بخشيد و او را شديدا به كيفر اين گناه بزرگ خواهد رسانيد!! ولى متاءسفانه از روزى كه دشمنان اسلام مسلمين را فريب داده و آنها را وادار نمودند كه قوانين اسـلام را زيـر پـا بـگـذارنـد نـوبـت بـدبختى و سيه روزى آنان فرارسيد و آنچنان از مسير اصلى خود فاصله گرفتند كه مردم آمريكا (با اينكه هنوز از پيدايش آنان (بوسيله كلمبوس ) بـيـش از پـانـصـد سـى سـال نـگذشته است ) اگر بخواهند براى انجام خدمتى از طرف دولت آمـريـكـا عازم ممالك اسلامى گردند حقوق زندگى مردم نيمه وحشى را طلب مى كنند!! مسلمانان امروز مانند ثروتمندان نادانى هستند كه همه ماليه خود را بديگران داده باشند، و براى رفع احتياجات خود دست گدائى بطرف آنان دراز كنند!! سپس براى آنكه آن استاد دانشگاه متوجه شود كه اسلام بمردم مسلمان دستور اتحاد و دوستى را براى موفقيت و پيشرفت ، بيشتر از ديگران توصيه كرده گفتم :
ديده نشده است كه مانند دانشگاه اسلامى ششهزار دانشجو داشته باشد".

مـيـسـو سـديو، مورخ مشهور فرانسوى مى گويد:
"ترقى تمدن امروز اروپا مرهون دانشهائى اسـت كـه اسـلام در سـرتـاسـر شـرق و غـرب منتشر ساخت و حقيقتا بايد اعتراف كرد كه مسلمين استادان اوليه ملل اروپا بوده اند".

بـوگـيـز ژيـوائى مـى گـويـد:
"مـسـلمـيـن در قـرون وسـطـى فـرهـنـگ را رسـمـا ايـجاد كرده و دانـشـگـاهـهـائى تاسيس نمودند، هر اروپائى كه وارد دانشگاههاى اسلامى مى شد در اجتماعات بـخود باليده و افتخار مى كرد و با سرافرازى و سربلندى در ميان طوائف و خانواده ها قدم بفخر برداشته و اظهار بزرگى و دانشمندى مى نمود".

وقـتـى ايـن كـلمـات را از قـول ايـن دانـشـمـنـدان بـراى آن اسـتاد دانشگاه كه خيلى غربزده بود نقل كردم و او را متوجه عظمت اسلام از راهيكه او برايش ارزش داشت نمودم به او گفتم :
اتـفـاقـا هـمـين چندى قبل در يكى از روزنامه ها((14))

دو خبر از دو مكتب (اسلام و مسيحيت ) درمورد پيشرفت بشر كه در مسابقه فضائى نقل شده بود ديدم .

اول - از قـاهـره :
شـيـخ مـحمود شلتوت ، رئيس دانشگاه الازهر، در پاسخ خبرنگار خبرگزارى خـاورمـيـانـه در ضمن اظهار نظر درباره فضانوردان شوروى در مدار كره زمين گفت :
اسلام با مسرت از پيروزيهاى علمى استقبال مى كند. شيخ شلتوت گفت :
خداوند عالم در قرآن مجيد به بـنـدگـان خـود فـرمـان مـى دهـد كـه بـاسـمان و زمين نظر افكنند و بعظمت و شاهكار خلقت پى ببرند. رئيس دانشگاه الازهر در پايان افزود:
كه موفقيت علمى جديد بدون شك بشر را بيش از پـيـش بيكديگر نزديك خواهد كرد وى اظهار اميدوارى كرد كه از اين موفقيت در راه خير و صلاح بشر استفاده شود.

دوم - از شـوراى بـيـن المللى كليساهاى مسيحى :
در اين شورى ضمن اظهار نظر درباره پرواز اخـير فضانوردان شوروى اظهار نظر كردند كه خداوند، خروشچف را بخاطر اين جسارت عظيم نخواهد بخشيد و او را شديدا به كيفر اين گناه بزرگ خواهد رسانيد!! ولى متاءسفانه از روزى كه دشمنان اسلام مسلمين را فريب داده و آنها را وادار نمودند كه قوانين اسـلام را زيـر پـا بـگـذارنـد نـوبـت بـدبختى و سيه روزى آنان فرارسيد و آنچنان از مسير اصلى خود فاصله گرفتند كه مردم آمريكا (با اينكه هنوز از پيدايش آنان (بوسيله كلمبوس ) بـيـش از پـانـصـد سـى سـال نـگذشته است ) اگر بخواهند براى انجام خدمتى از طرف دولت آمـريـكـا عازم ممالك اسلامى گردند حقوق زندگى مردم نيمه وحشى را طلب مى كنند!! مسلمانان امروز مانند ثروتمندان نادانى هستند كه همه ماليه خود را بديگران داده باشند، و براى رفع احتياجات خود دست گدائى بطرف آنان دراز كنند!!

next page

fehrest page

back page