مـثـلا اگر غذائى نمكش قدرى بيشتر از عادى بود اولا سخت به صاحب خانه اعتراض مى كرد و
بعد هم از دهان خود در حضور مردم خارج مى نمود و گاهى هم داندانهاى مصنوعى خود را بيرون
آورده و آنها را پاك مى كرد و ...
يـكـى از دانـشـمـنـدان آهسته بصاحب خانه گفت شما كه اين چنين ميهمان بى ادب داشتيد چرا ما را
ناراحت نموديد و باين مجلس دعوت كرديد.
مـن جلو رفتم و در پاسخ او گفتم اين اعتراض را نبايد بميزبان كرد بلكه بايد بدانشمندان
مـسـلمـان گـفـت كـه چـرا مسلمانان را با دستورات اخلاقى و اجتماعى اسلام آشنا نمى كنيد اسلام
آنـقـدر كه براى آداب معاشرت با مردم سخن بميان آورده در كمتر موضوعى آنگونه سفارش و
توصيه فرموده است .
هـشـتـم : آنـكـه مـيـهـمان نظافت و تميزى را مراعات كند و حتى المقدور در سرسفره با دست كثيف
نـنـشـيند و هيچ گاه با دست كثيف غذا نخورد و از كوزه شكسته كه ميكرب در آن جمع مى شود آب
ننوشد و خلاصه هر چه مى تواند بايد نظافت را بهتر رعايت كند كه مردم او را بيشتر دوست
بدارند.
نـهـم : آنكه بصاحب منزل امر و نهى ننمايد كه پيغمبر اسلام - صلى اللّ ه عليه وآله - فرمود
اگـر بـچـنـد عده از مردم اهانت شود نبايد ملامت كند مگر خود را كه يكى از آنها ميهمانى است كه
بميزبان خود امر و نهى مى كند.
دهم : آنكه هر چه نزد او مى گذارند آن را كم نشمارد كه امام صادق - عليه السلام - فرمود:
هلك امرء احتقر من اخيه ما قدم اليه .
هلاك مى شود ميهمانى كه كوچك شمرد آنچه را كه برادر مسلمانش نزد او مى آورد.
وظايف ميزبان چيست ؟
اسـلام بـراى كـسـى كـه مـى خـواهد دوستان را سرسفره خود دعوت كند و آنها را ضيافت نمايد
وظائفى معين كرده كه من جمله اينها است .
يك : آنكه ضيافت فقط براى خدا باشد و عمده منظورش جلب رضايت پروردگار بوده باشد
كـه رهـبـر عـظيم الشاءن اسلام حضرت رسول اكرم - صلى اللّ ه عليه وآله - فرمود كسى كه
ضيافتى كند براى خودنمائى خدايتعالى او را بعذابى سخت مبتلا مى كند.
بـنابراين وقتى مسلمانى در ضيافت خود مقصودى جز رضايت خدا نداشته باشد مى كوشد كه
هـر مـيـهـمـانـيـكه بيشتر پروردگارش مايل است كه او را بسر سفره خود دعوت كنهد بميهمانى
بطلبد. براى چنين كسى فقير و غنى فرقى ندارد ديگر بفكر آنكه اطراف او بايد همه افراد
باشخصيت نشسته باشند نمى افتد.
دو: آنـكـه مـيـزبـان ، خـود را بـه زحـمت و تكلف نياندازد هر چه در خانه دارد براى ميهمان خود
حاضر كند.
سـه : شـؤ ونـات مـيـهـمـان را حـفـظ كـنـد و غـذائيـكـه او بـهـتـر
مايل است برايش حاضر نمايد.
چهار: قبل از ميهمان شروع بخوردن غذا كند و بعد از سير شدن او دست از غذا بكشد.
پـنج : تا مى تواند با ميهمان در غذا خوردن كمك كند و هيچ گاه بدون اجازه ميهمان روزه نگيرد
(البته روزه هاى مستحبى ).
شش : تا مى تواند ميزبان بايد ميهمان را اكرام و احترام كند و از مقدم او تشكر نمايد.
و خـلاصـه ضـيـافـت از نـظـر اسـلام شـرائط فـراوانـى دارد اسـلام بـايـن
عـمـل بـسـيـار اهـمـيـت داده و يـكـى از بـزرگـتـريـن وسـائل مـحـبـوبـيـت را ضـيـافت و ميهمانى و
عمل نمودن بشرائط آن مى داند كتب فراوانى دانشمندان اسلامى در خصوص اين موضوع نوشته
انـد كـه بـا مـطـالعـه آنها شما درست تر متوجه مى شويد كه باز هم اسلام در اين باره بهتر
توانسته برموز و اسرار اين قانون اجتماعى و دوست يابى اشاره كند.
20. انفاق و احسان را از مكتب اسلام بياموزيد
واحسنوا ان اللَّ ه يحب المحسنين - قرآن كريم
يـكـى از دوسـتان كه در مشهد سكونت داشت بلكه اهل مشهد مقدس بود و بسيار خيّر و فوق العاده
سـخـى و خدمتگذار جامعه بود بمن گفت من كاريرا لذت بخشتر از انفاق و دستگيرى از مستمندان
نـمـى دانـم زيـرا وقـتـى انـسـان بـه كـسـى كـه مـحـتـاج اسـت چـيـزى مـى دهـد و او را
خـوشـحـال مـى كـند خوشحالى او به روح و قلب انسان سرايت مى نمايد و در آن هنگام بقدرى
احـسـان كـنـنـده نـشـاط پـيـدا مـى كـنـد كـه حـد نـدارد و بـعـقـيـده مـن انـفـاق و احـسـان بـه دادن
مـال و دسـتـگـيـريـهـاى مـادى مـنـحـصـر نـمـى شـود و بـلكـه
شامل انفاق و احسان معنوى هم مى گردد.
مـن بـاو گـفـتـم : بـله دوسـت عـزيـز "احـسـان و نـيـكـى " بـمـردم يـك مـعـنـى وسـيـعـى دارد كـه
شامل همه نيكوئى ها و اعمال رافت ها و بذل و بخشش هاى مادى و عملى نسبت بديگران مى گردد
آيـات و روايـات فـراوانـى در كـتـب اسـلامـى بـراى تـشـويـق مـردم بـايـن
عمل پرارزش وجود دارد.
اسـلام گـاهـى از آن تـعـبـيـر بـاحـسـان فـرمـوده و گـاهـى
بعمل شايسته و گاهى ببرّ و نيكى بمردم نموده است .
در كـمـتـر جـائى اسـت كـه قـرآن نـام مـردمـان بـاايـمـان را بـبـرد و
عمل شايسته را در تعقيب آن يادآور نشود و اساسا اسلام شخصى را كه نيكى و احسان از او ديده
نمى شود از دائره مسلمانان و مؤ منين خارج مى داند.
آرى بزرگى و اهميت بشر وابسته به احسان و نيكى بمردم است .
دوسـتـان : چـون ايـن مـوضـوع چـنـانـچـه قـبـلا هـم گـقـتـه شـد مـصـاديـق زيـادى دارد و
شـامـل هـمـه اعـمـال حـسـنـه مـى گـردد و هـر عـاقـلى مـى دانـد كـه ايـن
عمل تحت هر عنوانى تحقق پيدا كند مورد پسند همه اديان است و اسلام بخصوص دستور داده كه
مـسـلمـانـان نـسـبـت بـهـمـه مـردم (مـسـلمـان و غـيـرمـسـلمـان ) نـيـكـى كـنـنـد، مـا ديـگـر بـبـحـث
مفصل آن از نظر اسلام نمى پردازيم و بلكه به مساءله انفاق از نظر آئين دوست يابى اشاره
مى كنيم .
انفاق و تاءثير آن در ايجاد محبت
دوستان ، انفاق و دستگيرى از مستمندان يگانه نشانه محبت و وسيله اتحاد است .
در هر جمعيتى كه اين عمل رواج داشته باشد روز بروز بسعادت نزديكتر مى شوند.
افـراديـكـه از دسـتـگـيـرى بـيـچـارگـان غـافـلنـد تـيـشـه بـريـشـه خـود زده و دائمـا
مشغول از بين بردن خود مى باشند.
انسان عاقل كسى است كه با اين وسيله بتواند مردم را با خود مهربان كند و عملى انجام دهد كه
خدا هم او را دوست بدارد.
على - عليه السلام - در خطبه مفصلى كه مردم را بوظائف خود آشنا مى ساخت فرمود:
وانفقوا اموالكم
بخشش كنيد بديگران اموالتان را.
و در يكى از سخنان حكمت آميز خود فرموده :
طـوبـى لمـن ذل نـفـسـه و طـاب كـسـبـه وصـلحـت سـريـرتـه وحـسـنـت خـليـقـتـه وانـفـق
الفضل من ماله .
خـوشـا بحال كسى كه كوچك شمرد نفس خود را و پاك كند كسبش را (از غش و خيانت ) و اصلاح
كـنـد صـفـات روحـى خـود را و نـيـكـو گـردانـد خـلقـش را و انـفـاق كـنـد بـديـگـران ، زيـادى
اموال خود را.
و بـحـدى در قـرآن و در روايـات (سـخنان پيشوايان اسلام ) دستور انفاق داده شده و مردمانيكه
بـايـن عـمـل اقـدام مـى كـنـنـد مـدح شـده انـد كـه اگـر بـخـواهـم هـمـه آنـهـا را
نـقـل كنم بقول معروف "مثنوى هفتاد من كاغذ شود" و البته مسلمانان از اين همه اصرار و تاءكيد
در خـصـوص انـفـاق و دسـتـگـيـرى از مـردم مـتـوجـه مـى شـونـد كـه ايـن
عمل ، بزرگترين وسيله محبوبيت و اتحاد است .
انفاق عمر را طولانى مى كند
روزى پـيـغمبر اسلام - صلى الله عليه وآله - در منبر مردم را از دزدى و سرقت نهى مى فرمود
ناگهان از ميان جميعت مردى برخاست و عرض كرد:
يـا رسـول اللّ ه (صـلى الله عـليـه وآله ) من مرد دزدى هستم كه آنچه دارم از راه دزدى و سرقت
بـدسـت آورده ام و در اين ساعت كه سخنان شما را شنيدم تصميم گرفتم توبه نمايم و ديگر
دسـت بـايـن گـونـه اعـمـال دراز نـكـنـم آيـا تـوبـه مـن
قبول است ؟
پـيـغـمـبـر اسـلام - صـلى الله عـليـه وآله - فـرمـود: بـايـد آنـچه را هم دزديده اى بصاحبانش
بـرسـانى و اگر آنان را نمى شناسى بايد در ميان فقراء تقسيم كنى عرض كرد حاضرم او
رفـت و هـر كـس را كـه مـى شـنـاخـت اموالش را باو رد كرد و بقيه آنرا در ميان مسجد بين فقراء
تقسيم نمود و بخانه خود برگشت روز اول و دوم و سوم را روزه گرفت و چون غذائى نداشت و
كـسـب و كـارى هـم بـان زودى برايش پيدا نشده بود با قدرى آب روزه خود را افطار نمود شب
چهارم از گرسنگى بى طاقت شد با خود گفت كه اسلام اجازه مى دهد انسان بقدريكه بخورد و
نـمـيـرد از مـال ديـگـران و يـا حـرام اسـتـفـاده نـمـايـد نـيـمـه شـب از
منزل بيرون آمد از ديوارى بالا رفت وارد خانه اى شد نگاهى كرد ديد زنى در وسط اطاق روى
تختى خوابيده اطراف منزل گردشى كرد بشقاب چلو و خورش آماده اى در گوشه اطاق چشم او
را خيره نمود بى اختيار دست بطرف غذا دراز كرد و انگشتان خود را در آن فرو برد.
ولى هـنـوز لقمه اى نخورده بود كه با خود گفت چه زود توبه و تصميم خود را شكستم دست
از غـذا كـشـيـد و از جـا حـركـت كـرد و بـسـوى مـنـزل خـود بـا
حال ضعف و ناراحتى فوق العاده اى بدون آنكه حتى يك لقمه از آن غذا را بخورد بازگشت .
صـبـح بـراى نـمـاز بـمـسـجـد آمـد رسـول
اكـرم - صـلى الله عـليـه وآله - مـردهـا را دسـتـور مى داد كه زن انتخاب كنند و زنان را امر مى
فرمود كه شوهر نمايند و ثوابهاى نكاح و كراهت مجرد بودن را بمردم تذكر مى داد.
در اين بين زنى از جا حركت كرد و گفت من زنى هستم كه مدتها است شوهرم از دنيا رفته و چون
شـخـصـا ثـروتـمـنـدم مـايـل بـودم ديـگـر شـوهـر انـتـخـاب نـكـنـم ولى امـروز دانـسـتـم كه اين
عـمـل از نـظر اسلام شايسته نيست لذا حاضرم هر شوهرى را كه پيغمبر خدا برايم انتخاب كند
قبول نمايم .
جـمـعـيتى از مردم عرب كه در مجلس حاضر بودند برخاسته همه از پيغمبر اسلام - صلى الله
عليه وآله - خواهش مى كردند كه اين زن را براى ما ازدواج فرمائيد.
پـيـغـمـبـر اسلام - صلى الله عليه وآله - قدرى تاءمل كرد از جانب خدا باو وحى شد كه باين
مردم بگو: هر كس اين زن را بهمسرى انتخاب كند بيشتر از سه روز زنده نمى ماند.
هـمـه مـسـلمانان با شنيدن اين سخن بجاى خود نشستند جز همان مرد دزديكه سه روز است غذائى
نخورده و بايد روى حساب عادى همين امروز از دنيا برود شايد با خود مى گويد باز سه روز
زنـده بـودنـهـم غـنـيـمـت است لذا عرض كرد يا رسول اللّ ه - صلى الله عليه وآله - اين زن را
براى من انتخاب نمائيد.
پـيـغـمـبـر اسلام - صلى الله عليه وآله - هم فورا آن زن را براى او ازدواج كردند آن زن دست
شـوهر خود را گرفت و بطرف منزل خود برد مرد دزد وقتى نگاه كرد ديد اين همان منزلى است
كـه در شـب گـذشـتـه مـى خـواسـتـه بـانـجـا دسـت بـرد بـزنـد وارد
مـنـزل شد ديد همان ظرف غذا گوشه اطاق بجاى خود هست و هنوز جاى انگشتان او در غذا همچنان
بـاقـى اسـت ! در اوليـن گـفتار بزن خود گفت من گرسنه ام غذائى بياور تا دفع گرستگى
خود را نمايم خود را نمايم آن زن هم همان غذا را نزد او گذاشت با خود گفت راست گفته پيغمبر
اسلام - صلى الله عليه وآله - كه فرمود:
كسى كه از حرام خوددارى كند روزيش از حلال خواهد رسيد.
در ايـن بـيـن مرد فقرى در خانه فرياد كرد كه من گرسنه ام بمن چيزى انفاق كنيد كه پيغمبر
اسلام فرموده انفاق عمر را طولانى مى سازد.
مـرد دزد كـه مـى دانـسـت بـايـد سـه روز ديـگـر بـمـيـرد بـا خـود فـكـر كـرد كـه مـن بـا ايـن
عـمل مى توانم عمر خود را طولانى كنم لذا فورا از همان غذائيكه در جلو داشت بفقير داد و فقير
او را دعا كرد رفت .
سـه روز از ايـن جـريان گذشت مردم مسلمانيكه مى دانست آنچه پيغمبر اسلام - صلى الله عليه
وآله - بـفـرمـايـد تـخـلف ناپذير است بدر خانه آن زن و مرد آمدند كه حتما آن مرد خواهد مرد و
باين انتظار، آنروز بر آنان گذشت و خبرى از مرگ او نشد.
نـزد پـيـغـمـبـر مـكـرم - صـلى الله عـليه وآله - آمدند عرض كردند شماكه هميشه سخن از روى
راستى مى فرموديد چه شد كه اين دفعه گفتارتان خلاف واقع شد.
آن حـضـرت فـرمـود: بايد تحقيق شود كه او چه كرده كه اينگونه بلاى حتمى از او دفع شده
اسـت وقـتـى او را ديـدنـد و سـؤ ال نـمـودنـد گفت همانكسى كه فرمود سه روز بعد خواهى مرد
فـرمـوده بـود اگـر تـصـدق كـنـى عـمـرت طـولانـى مـى شـود مـن تـصـدق كـردم خـداى قـادر
متعال مرا از مرگ حتمى نجات داد.
دوسـتـان ، اسلام تا توانسته مسلمانان را باين عمل پرارزش ترغيب كرده و بمردان باايمانى
كه مى دانند همه كارها در دست خدا است فرموده با انفاق ، شما را خدا ثروتمند مى كند بلاها را
از شما دفع مى نمايد از حوادث دنيا شما را محفوظ نگه مى دارد.
حضرت امام باقر - عليه السلام - فرمود:
ان الصـدقة لتدفع سبعين بلية بلاء الدنيا مع ميتة السوء ان صاحبها لايموت ميتة سوء ابدا
مع مايدخر لصاحبها الاخرة .
صدقه دفع مى كند هفتاد بلا از بليه هاى دنيا را هيچ گاه مرديكه صدقه مى دهد بمردن بدى
مبتلا نمى شود علاوه بر اين در قيامت هم براى او ثوابهاى ذخيره شده است .
انفاق موجب حفظ مال است
|